دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

دینا جونم

عزیزم 100 روزگیت مبارک

دینا جونم امروز ١٠٠ روزه شدی. امروز ١٠٠ روزه که تو پیش مایی انشااله که ١٠٠ ساله بشی گلم. دیشب بابایی یه کیک کوچولو گرفت و خونه بابا جون برات تولد گرفتیم. از اونجایی که بابایی یادش رفته بود برات شمع بگیره ما هم شمعهای ٣ ماهگیتو گذاشتیم. حالا بریم سراغ عکسات...   بقیه عکسا در ادامه مطلب..... ...
25 بهمن 1390

سوغاتی

گفته بودم دایی محمدم رفته ماموریت.دیروز برگشت با کلی سوغاتی. این لباسی هم که تو عکس میبینین یکی از سوغاتی هامه. دایی جونم دست گلت درد نکنه. بقیه عکسام در ادامه مطلب...... ...
23 بهمن 1390

آخ جوووووووون عروسی

امروز عمه جون(عمه مامانم.من که عمه ندارم)زنگ زدن و مارو پنج شنبه شب برای مراسم عقد دختر عمه زهرا دعوت کردن. این اولین عروسیه که منم دعوتم. خدا جون کمکم کن تا دختر خوبی باشم دل درد نگیرم و گریه نکنم. راستی یادم رفت بگم دوماد هم پسر عموی مامانمه. دختر عمه و پسر عمو جون عروسیتون مبارک. اینم یه عکس تقدیم به شما... ...
19 بهمن 1390

تولد يه فرشته ديگه

تا چند ساعت ديگه يه فرشته ديگه هم از آسمون مياد به زمين تا زندگي جديدشو شروع كنه. ديانا جون دختر دوست بابام عموسالار جون قراره ساعت 11 امروز مورخه 19/11/1390 در بيمارستان آرتا به دنيا بياد. بابام مي گه عموسالار آرام و قرار نداره.هي قدم مي زنه و مي شينه.آخه عموسالار با بابام همكارن. عموسالار طاقت نياورد.مرخصي گرفت كه بره بيمارستان. عمو سالار تبريك مي گم. يه چند تا عكس خوشكل از ني ني بگير و برام بيار تا تو وبلاگ قرار بدم. ...
19 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد